سه شنبه ۰۸ آذر ۱۴۰۱

مجله شلپ

نوشته کامل

شوروی سابق چرا، چگونه و در چه سالی سقوط کرد؟ +۵ علت اصلی

در این مقاله ۵ علت اصلی سقوط شوروی سابق و تاریخ وقوع این اتفاق، دلیل و چگونگی فروپاشی آن را مورد بررسی قرار می دهیم. شوروی چگونه سقوط کرد در ۱ ژانویه ۱۹۹۱، اتحاد جماهیر شوروی با مساحت ۲۲۴۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع، تقریباً اندازه یک ششم سطح زمین، بزرگترین کشور جهان بود. جمعیت آن بیش از […]

شوروی چگونه سقوط کرد
بدون دیدگاه

در این مقاله ۵ علت اصلی سقوط شوروی سابق و تاریخ وقوع این اتفاق، دلیل و چگونگی فروپاشی آن را مورد بررسی قرار می دهیم.

شوروی چگونه سقوط کرد

شوروی چگونه سقوط کرد

در ۱ ژانویه ۱۹۹۱، اتحاد جماهیر شوروی با مساحت ۲۲۴۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع، تقریباً اندازه یک ششم سطح زمین، بزرگترین کشور جهان بود. جمعیت آن بیش از ۲۹۰ میلیون نفر بود و ۱۰۰ ملیت مختلف در داخل مرزهای آن زندگی می کردند. این کشور همچنین دارای زرادخانه ده‌ها هزار سلاح هسته‌ای بود.

در عرض یک سال، اتحاد جماهیر شوروی دیگر وجود نداشت. در حالی که برای همه اهداف عملی، تعیین یک علت واحد برای رویدادی پیچیده و گسترده مانند انحلال یک ابرقدرت جهانی غیرممکن است، تعداد زیادی از عوامل داخلی و خارجی قطعاً در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نقش داشتند.

سقوط شوروی در چه سالی بود

علت اول: عامل سیاسی

یکی از دلایل سقوط شوروی، عامل سیاسی بود. هنگامی که میخائیل گورباچف ​​در ۱۱ مارس ۱۹۸۵ به عنوان دبیر کل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی (CPSU) منصوب شد، اهداف اصلی او، رشد اقتصاد رو به زوال شوروی و ساده کردن بوروکراسی دست و پا گیر دولتی بود. هنگامی که تلاش های اولیه او برای اصلاحات نتوانست نتایج قابل توجهی به همراه داشته باشد، او سیاست های گلاسنوست (باز بودن) و پرسترویکا (تجدید ساختار) را پایه گذاری کرد.

هدف اولی برای تقویت گفتگوها بود، در حالی که دومی سیاست‌های شبه بازار آزاد را به صنایع دولتی معرفی کرد. به جای جرقه زدن یک رنسانس در کمونیست فکر می‌کرد که گلاسنوست دریچه‌هایی را برای انتقاد از کل دستگاه شوروی باز کرد. دولت کنترل رسانه ها و حوزه عمومی را از دست داد و جنبش های اصلاحی دموکراتیک در سراسر شوروی قدرت یافتند.

پرسترویکا بدترین سیستم‌های سرمایه‌داری و کمونیستی را به نمایش گذاشت. کنترل قیمت‌ها در برخی از بازارها برداشته شد. اما ساختارهای بوروکراتیک موجود در جای خود باقی ماندند، به این معنی که مقامات کمونیست توانستند علیه آن سیاست‌هایی که به نفع شخصی آنها نبود عقب نشینی کنند.

در پایان، اصلاحات گورباچف ​​و کنار گذاشتن دکترین برژنف، از بین رفتن امپراتوری شوروی را تسریع کرد. در پایان سال ۱۹۸۹ مجارستان حصار مرزی خود با اتریش را برچید.

شوروی چگونه سقوط کرد

دلایل سقوط شوروی

در مورد دلیل اول یعنی عامل سیاسی، توضیحات کامل را خواندید، در ادامه عامل نظامی را از مجله آنلاین شلپ بررسی می کنیم.

علت دوم: عامل نظامی

باور عمومی بر این است که هزینه های دفاعی شوروی در واکنش به ریاست جمهوری رونالد ریگان و پیشنهادهایی مانند ابتکار دفاع استراتژیک به طرز چشمگیری تسریع شده بود. در واقع، بودجه نظامی شوروی حداقل از اوایل دهه ۱۹۷۰ روند صعودی داشت، اما تحلیلگران غربی بهترین حدس ها را در این مورد داشتند. برآوردهای خارج از مخارج نظامی شوروی بین ۱۰ تا ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی بود و حتی در درون خود اتحاد جماهیر شوروی، تهیه گزارش حسابداری دقیق، بسیار دشوار بود.

زیرا بودجه نظامی شامل وزارتخانه های مختلف دولتی بود که هر کدام منافع رقیب خود را داشتند. با این حال، آنچه که می‌توان به طور قطعی گفت این است که هزینه‌های نظامی به طور مداوم نسبت به روندهای کلی اقتصادی نادیده گرفته می‌شد. حتی زمانی که اقتصاد شوروی عقب مانده بود، ارتش از بودجه خوبی برخوردار بود. علاوه بر این، ارتش در مورد استعدادهای تحقیق و توسعه اولویت داشت.

علت سوم: افغانستان

علاوه بر مسائل بودجه ای، دخالت شوروی در افغانستان (۱۹۷۹-۱۹۸۹) یک عامل نظامی کلیدی در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود. بیش از یک میلیون سرباز شوروی در اشغال ۱۰ ساله شرکت کردند و تقریباً ۱۵۰۰۰ کشته و هزاران نفر دیگر زخمی شدند. بیش از یک میلیون افغان که عمدتا غیرنظامیان بودند، کشته شدند و حداقل ۴ میلیون نفر در این جنگ آواره شدند.

ارتشی که هیتلر را مغلوب کرد و مخالفان را در خلال جنگ سرکوب کرده بود، جنگ سرد توسط مجاهدین مسلح به موشک های زمین به هوای آمریکایی را ناامید کرد. تا زمانی که دولت مطبوعات را کنترل می کرد، مخالفت ها در مورد جنگ در افغانستان خاموش می ماند، اما گلاسنوست در را به روی صدای مردم ناراضی از جنگ باز کرد. ارتش که شاید قدرتمندترین مخالف تلاش‌های اصلاحی گورباچف ​​بود، خود را از بن‌بست افغانستان عقب‌تر دید و هر اهرمی را که ممکن بود در کنترل پیشروی پرسترویکا، از دست داد.

در جمهوری های اروپایی، مشکل با مسکو حتی چشمگیرتر بود. تظاهرات ضد جنگ در اوکراین آغاز شد، در حالی که نیروهای مخالف در جمهوری های بالتیک جنگ در افغانستان را از دریچه اشغال روسیه در کشورهای خود می نگریستند. این به جنبش های جدایی طلبانه ای دامن زد که عمدتاً بدون کنترل، به اعلام استقلال توسط هر سه کشور بالتیک در سال ۱۹۹۰ منجر شد.

دلایل سقوط شوروی

علت چهارم: عامل اجتماعی

در ۳۱ ژانویه ۱۹۹۰، مک دونالد اولین رستوران خود را در مسکو افتتاح کرد. تصویر طاق های طلایی در میدان پوشکین مانند یک پیروزی سرمایه داری غربی به نظر می رسید و مشتریان برای اولین بار برای خرید از آنجا، صف کشیده بودند. اما چنین نمایشی در سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی غیر معمول نبود. مسکویی ها به همان اندازه برای چاپ های صبح روزنامه های لیبرال صف می کشیدند.

گلاسنوست در واقع انبوهی از مفاهیم، ​​ایده‌ها و تجربیات جدید را به راه انداخته بود و شهروندان شوروی مشتاق کشف آنها. مردم شوروی از فساد گسترده ای که در کشور شوروی وجود داشت منزجر بودند. هدف گورباچف ​​با گلاسنوست و پرسترویکا چیزی کمتر از دگرگونی روح شوروی نبود.

در پایان، تنش بین شهروندان تازه قدرت یافته و یک دولت شوروی با اعتبار ویران شده بیش از حد قابل غلبه بود و آخرین تلاش برای کودتا توسط تندروهای کمونیست، اتحاد جماهیر شوروی را در هم شکست.

علت پنجم: عامل هسته ای

در طول جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده در آستانه نابودی هسته ای متقابل قرار گرفتند. با این حال، چیزی که تعداد کمی در نظر گرفته بودند این بود که اتحاد جماهیر شوروی در اثر حادثه ای که شامل یک نیروگاه هسته ای غیرنظامی بود، سقوط خواهد کرد. گورباچف ​​کمی بیش از یک سال در قدرت بود که در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶، راکتور واحد ۴ در نیروگاه چرنوبیل در پریپیات (اکنون در اوکراین است) منفجر شد.

انفجار و آتش‌سوزی‌های بعدی، بیش از ۴۰۰ برابر میزان رادیواکتیو بمب اتمی که بر روی هیروشیما انداخته شد را منتشر کرد. مقامات حزب کمونیست به سرعت برای سرکوب اطلاعات در مورد شدت فاجعه اقدام کردند و دستور دادند که رژه ها و جشن های اول ماه می (ماه مه) در منطقه آسیب دیده باید طبق برنامه ریزی انجام شود. (علی رغم خطر قرار گرفتن در معرض تشعشعات)

گزارش‌های غربی در مورد سطوح خطرناک رادیواکتیویته منتقل شده از طریق باد به عنوان شایعات رد شد، در حالی که دستگاه‌ها، تشعشعات خطرناکی را نشان می دادند. سرانجام کارگران توانستند نشت تشعشعات را در ۴ مه کنترل کنند، اما گورباچف ​​تا ۱۴ ماه مه، ۱۸ روز پس از فاجعه، بیانیه رسمی برای عموم صادر نکرده بود. او حادثه چرنوبیل را یک «بدبختی» توصیف کرد و پوشش رسانه‌های غربی را یک «کارزار بسیار غیراخلاقی» از «دروغ‌های بدخواهانه» توصیف کرد.

با گذشت زمان، تبلیغات حزب کمونیست به طور فزاینده ای در تضاد با تجربیات روزانه کسانی بود که در منطقه آلوده با اثرات فیزیکی مسمومیت با تشعشعات سر و کار داشتند. هر چه اعتماد به نظام شوروی باقی مانده بود، از بین رفت. چندین دهه بعد، گورباچف ​​سالگرد فاجعه را با این جمله جشن گرفت: (حتی بیشتر از راه اندازی پرسترویکا [چرنوبیل] شاید علت واقعی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پنج سال بعد بود.)

مطالب مرتبط

بخش نظرات

نظرتان را بنویسید